| |||
|
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري فارس، جواد شمقدري،مشاور هنري رئيسجمهور با عيادت از مصطفي كرمي،تقبل همه هزينههاي درمان اين فيلمبردار را از محل بودجه رياست جمهوري، توسط وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي اعلام كرد. | |||
هنوز بهت و حيرت شنيدن سقوط پگاه آهنگراني سر صحنه فيلم برداري فروكش نكرده بود و هنوز از بياعتنايي كارگردان «فرهيخته» و تهيهكننده «فرهنگي» اين فيلم متعجب بوديم و مانده بوديم كه اين همه حرفهاي عالمانه و بزرگانه اين بزرگان چرا در عمل به بار نمينشيند و اين گونه بيخيال و فارغ از مسووليتي كه به گردن داشتهاند، به ادامه كار مشغولند و... كه حادثه ديگري در سينماي ايران رخ داد.
حادثه كه نه ؛ فاجعه نام بهتري است. يك گروه فيلم سازي شهرستاني به تهيه كنندگي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي آن شهر مشغول كار بودهاند و يكي از افراد دچار حادثه ميشود؛ حادثهاي به ماندگاري تمام عمر. تصويربردار كار، هم دستهايش را از دست ميدهد و هم دو پايش ناقص ميشود. ظاهر ماجرا ساده است. حادثهاي در دل يك فيلم. نمونهاش را پيش از اين داشتهايم و در سينماي غيراستاندارد ايران - از نظر توليد - خيلي عجيب نيست. ولي اين بار اشكال به گروه فيلم سازي برنميگردد. اشكال از مراجعي ست كه عادت كردهاند بيتحقيق و بيتدبير، هرچه به دهان ميآيد بگويند و مسووليتي به گردن نگيرند.
يكي از صحنههاي فيلم در اطراف دكلهاي فشار قوي برق منطقه تصويربرداري ميشده و حادثه در همان محل رخ ميدهد. اگر اين افراد، سرشان را انداخته بودند پايين و رفته بودند در منطقهاي خطرخيز كار كرده بودند، حالا ميشد به چهار ميخ انتقاد كشيدشان و گفت كاري ست كه خودشان كردهاند و تبعات آن هم با خودشان. اما وقتي مشكل به ديگران مربوط است، نه آن ها، حالا آن ديگران سرشان را به چه گرم كردهاند و كنار كشيدهاند؟
پيش از تصويربرداري اين صحنه، مسوولان اداره برق منطقه به آن ها ميگويند اين جا خطرناك است و آن جا بيخطر. منطقهاي را به عنوان منطقه امن معرفي ميكنند و ميگويند برق اين دكلها را قطع كردهايم. گروه هم كار را شروع ميكند. اما برخلاف گفته مسوولان، برق قطع نشده بوده. حالا به راحتي آن آقايان خودشان را كنار كشيدهاند و حداكثر اعلام كردهاند پرونده در دست بررسي است.
گذشته از اين بيمسووليتي، بيمسووليتي اصلي جاي ديگري ست. تهيهكننده فيلم، كه مبلغ قراردادش رقم عجيب و غريب 200 هزار تومان است، در قرارداد ذكر كرده كه هيچ مسووليتي در قبال بيمه عوامل ندارد. اين كه مشكل بيمه سينماي ايران قرار است كي و كجا و چه گونه حل شود، تنها يك سوي ماجراست. سوي ديگر اين است كه چرا رقم خجالتآور 200 هزار تومان؟ و آيا تاسفي نيست بر رفتار مسوولان حوزه هنري با اين همه امكانات مادي و معنوي كه اين گونه خود را كنار كشيدهاند؟ آيا مسوولان محترم وزارت ارشاد، حوزه هنري، اداره برق و ديگر كساني كه به اين ماجرا مربوطند و حالا ناپديد شدهاند، در جريان مخارج بيمارستاني اين تصويربردار هستند؟ آيا تشكلهاي فرهنگي - كه از نظر تشكيلاتي و قانوني هيچ ربطي به ماجرا ندارند - دل شان نميخواهد پا پيش بگذارند و دست كم اعلام موضع كنند؟ انجمن سينماي جوان و انجمن فيلم كوتاه ايران را عرض ميكنم.
اين كه تا آخر عمر، سينماگر بدون دست و بدون پا ، چه خواهد كرد و چه گونه حمايت خواهد شد، به كنار؛ اين كه اين شخص، تنها نانآور خانواده جنگ زده خود بوده به كنار؛ آيا كسي به فكر پرداخت مخارج - حدود - 40 ميليون توماني بيمارستان خواهد بود؟ آيا مسوولان وزارت ارشاد كه به شكل توهينآميزي در بوق ميكنند كه مخارج بيمارستان بانوي داستاننويسي معاصر ايران، سيمين دانشور را پرداخت ميكنند تا از نمد محبوبيت او، كلاهي براي خود دست و پا كنند، اين بار پا پيش ميگذارند؟ آيا ذرهاي از رنج مصطفي كرمي كاسته خواهد شد؟
مديريت در اين مملكت ، بيش از آن كه در چارچوب قاعده باشد، به فرديت مدير وابسته است. پس شايد بتوان - در نااميدي از بيمهري مديريت حوزه هنري - به مديريت معاون سينمايي ارشاد و به ويژه به درايت و انسانيت مديريت خانه سينما اميد بست. آقايان، تا همين جا هم دير شده. پس لطفا همين امروز اقدام بفرماييد!
یادداشتی از ناصر صفاریان (چاپ شده در روزنامه اعتماد ملی)
انگار هيچ کس دست ندارد
شهرام فرهنگي / روزنامه شرق
شرق، متاسفيم بابت نوشتن اين گزارش. مي شد هيچ وقت نوبت نوشتن ما نباشد. مي شد دهانمان همان روزهاي اول فاجعه بسته شود. اصلاً مي شد امروز خوشحال باشيم از ننوشتن مان يا لااقل گونه اي ديگر نوشتن مان. از چه حرف مي زنيم؟ مصطفي کرمي. به جا نياورديد؟ حق داريد، خيلي ها او را به جا نمي آورند، خيلي ها. پس از «مصطفي کرمي» مي نويسيم؛ فيلمبرداري که حين کار دچار برق گرفتگي شد و دست و پايش را از دست داد.حالا بيست و چند روز بعد است. از اولين روزهاي حادثه خبري کوتاه، چند عکس خبري را به خاطر مي آوريم. بعد چند خبر خوشحال کننده که قرار است کمک هايي براي «مصطفي کرمي» برسد. اينجا اما اهميت خبر به توليد است. پيگيري خبر؟ «مصطفي کرمي» سه هفته است که روي تختي در بيمارستان مهر افتاده و هنوز کمکي نرسيده است، گرچه خيلي ها قول داده اند، فقط قول داده اند.«همه فقط شعار مي دهند. همه مي آيند اينجا و با من عکس يادگاري مي گيرند. هيچ کس کمک نمي کند. همه شعار مي دهند.»اين حرف هاي مصطفي است که ميان هذيان مورفين و درد دست و پاي قطع شده به زبان مي آيد؛ «تصويربردار سفرهاي استاني رئيس جمهور بودم. من در 12 سفر دنبال او مي دويدم و تصويربرداري مي کردم. بابا درد دارم، چرا هيچ کس کمک نمي کند؟ براي رئيس جمهور نامه نوشتم اما حتي جواب نامه ام را نداد.»مي گويند بايد روحيه بيمار را حفظ کرد. همراهان همين کار را مي کنند. از کساني مي گويند که قول کمک داده اند. حتي از رئيس جمهور مي گويند که شايد هنوز نامه را نخوانده باشد و حتماً همين روزها جواب مي دهد. گرچه رئيس جمهور همين چند روز پيش در مراسمي براي تشکر از همراهانش در سفرهاي استاني شرکت کرد و آنجا جاي مصطفي چقدر خالي بود، «من هنوز طلبم را از دفتر رياست جمهوري نگرفته ام. هنوز دستمزدم را بابت تصويربرداري در سفرهاي استاني نگرفته ام...»حالا بيست و چند روز بعد است. ديگر مورفين هم علاج درد نيست. همراه مصطفي مي گويد بدنش به مورفين عادت کرده و ديگر آرام نمي شود. ميان درد زخم ها و درد نداشتن دست و پا، خيلي ها مي آيند و مي روند. حرف هاي همراه مصطفي را بخوانيد؛ «حوزه هنري خودش را کنار کشيده است. بعضي ارگان ها مثل خانه سينما، انجمن سينماي جوان و برخي اشخاص کمک هايي کرده اند اما فقط هزينه بيمارستان حدود 100 ميليون تومان مي شود. وزارت بهداشت هم در تلويزيون اعلام کرد که کمک مي کند. از طرف آنها تماس گرفتند و گفتند چون در بيمارستان خصوصي بستري است فقط يکي، دو ميليون کمک مي کنيم. بقيه کمک ها هم در حد حرف بوده و هنوز مبلغي دريافت نکرده ايم.»چند لحظه سکوت براي مصطفي به مفهوم فرو رفتن در هذيان مورفين است.«احساس مي کنم دست دارم ولي ندارم. چشم هايم را که مي بندم دست دارم. انگار انگشتانم را تکان مي دهم. فکر مي کنم دست هايم را باز و بسته مي کنم ولي من ديگر دست ندارم. اين همه از علم پزشکي حرف مي زنند، پس چرا درد من خوب نمي شود؟ پزشک ها مي آيند و مي گويند اصلاً به درد فکر نکن. فکر کن کنار دريا دراز کشيده اي و هيچ دردي نداري. مگر مي شود به درد فکر نکنم. آنها حرف خودشان را مي زنند اما درد هنوز هم هست. درد، درد بيچارگي، درد بدبختي، همه چيز هنوز سرجايش است. خيلي خسته شدم. همه کلافه شدن، خودم هم از دست خودم کلافه شدم. اي خدا، چه گناهي کردم من؟حالا بيست و چند روز بعد است. همراه مصطفي اشک هايش را پاک مي کند. مصطفي مي گويد؛ «خشک نمي شود، خودت را خسته نکن.» بعضي ها مي گويد مشکل از ناشناس بودن مصطفي کرمي است. اگر چهره اي شناخته شده بود، حالا اين همه درد نمي کشيد. اگر مصطفي مشهور بود، حالا ازدحام جمعيت خيابان زرتشت را کانون خبر مي کرد. همه براي کمک پشت در وقت مي گرفتند و... چه کنيم، مصطفي کرمي، بعد تبليغاتي ندارد،يکي از همراهان مصطفي مي گويد؛ «خيلي ها فکر مي کنند درد ما فقط پرداخت هزينه بيمارستان است. البته ما براي پرداخت اين 100 ميليون هم مشکل داريم اما مساله چيز ديگري است؛ مصطفي با دست و پاي قطع شده ديگر قادر به کار کردن نيست. نمي شود که او را کنار خيابان بگذاريم. هزينه دست و پاي مصنوعي، حداقل چيزي در همين حدود هزينه بيمارستان مي شود. او براي بازگشت به زندگي هم مشکل دارد.«مصطفي کرمي» چهره سرشناسي نيست و اين هم دردي است. شايد خيلي ها حتي هنوز ندانند که فاجعه اي برايش رخ داده است. روايت روزهاي گذشته تا امروز را از زبان «هادي آفريده» بخوانيد. او مستند سازي است که از روز اول کنار مصطفي بوده است؛ «طبق آمار وزارت ارشاد، سه هزار مستند ساز در ايران فعاليت مي کنند. از اين تعداد شايد فقط 50 نفر بيمه باشند. من پيش از اين فاجعه با مصطفي آشنايي نداشتم اما از روز اول تصويربرداري از او را آغاز کردم که شايد کمکي باشد. مصطفي در گروهي کار مي کرد که مشغول به تهيه فيلم کوتاه به تهيه کنندگي حوزه هنري بودند. سوژه فيلم کابل دزدي بود. آنها گرگان را براي محل فيلمبرداري انتخاب کردند. اداره برق قول همکاري داده بود و گروه هم با ذهنيت امن بودن محل کار بالاي دکل رفت.فيلم هايي که به وسيله تلفن همراه گرفته شده اند، حضور ماموران اداره برق بالاي دکل و اطمينان دادن آنها به گروه را نشان مي دهند. به اين ترتيب سهل انگاري اداره برق در وقوع اين فاجعه مشهود است. گرچه رفتار حوزه هنري هم قابل درک نيست. آنها تهيه کننده اين فيلم بودند اما سکوت عجيبي را در پيش گرفته اند. بيست روز پس از اين فاجعه، آقاي بنيانيان سکوت را شکست و گفت؛ ما فقط 2 ميليون کمک مي کنيم. اين هم وظيفه ما نيست، تنها به خاطر حس انسان دوستي کمک مي کنيم. اميدوارم حوزه هنري براي اين سکوت بي معني پاسخ قانع کننده اي داشته باشد.حالا بيست و چند روز بعد است. انگار هيچ کس براي کمک کردن دست ندارد. ما اما اميدواريم. اميدوار به پس گرفتن حرف هايمان، اميدوار به فراتر رفتن وعده ها از حد حرف و حتي اميدوار به ننوشتنمان از مصطفي يا به گونه اي ديگر نوشتن مان. لااقل ما اميدواريم به چشم هاي مسوولان که روي اين مطلب مي چرخند و لحظه اي پس از نقطه پايان. کاش اين مطلب جوابيه داشته باشد و ما ناچار شويم همه حرف هايمان را پس بگيريم. گرچه اينجا ديگر اتاق مصطفي نيست که دروغ مصلحتي مجاز باشد براي حفظ روحيه بيمار، پس اين شماره حساب را به خاطر بسپاريد؛ 210384448 بانک تجارت، شعبه مهر، کد 318 (کمک هاي مردمي براي مصطفي کرمي).
برقگرفتگی در حين فيلمبرداری، هنرمند جوان را از پا انداخت

چشمهايت از روی بازوهايش حرکت میکنند تا میرسند به انتهای دستهای باندپيچیشده که در ميانه ساعد متوقف ماندهاند. برق فشار قوی اما آسيبهای خود را تنها به همين نقطه محدود نکرده است. انگشتان پای مصطفی کرمی هم بر اثر حادثهای در حين تصويربرداری يک فيلم، آن قدر آسيب ديدهاند که پزشکان مجبور شدهاند آنها را نيز قطع کنند. علاوه بر اين، برخی ماهيچهها و نسوج داخلی نيز از بين رفته و بايد به تدريج عمل و برداشته شوند.
مصطفی کرمی دانشجوی سال سوم رشته کارگردانی موسسه آموزش عالی سوره، دستيار فيلمبردار گروهی بود که برای ساخت اين فيلم در روستای «جلين» از توابع گرگان به سر میبرد. موضوع فيلم «کاغذ باد» به کارگردانی موسی پايينمحلی و تهيهکنندگی حوزه هنری استان گلستان، سرقت کابلهای برق است؛ اما برق، خود نقشی ديگر بر عهده گرفته و اندامهای مصطفی را میربايد.
مصطفی میگويد: «قرار بود صحنهای را بگيريم از بادبادکی که به يک کابل برق گير کرده. قرار شد تا از زاویه بالا فيلمبرداری کنيم. با برق منطقهای هماهنگ کرديم. به ما اطمينان دادند که تا ارتفاع يک و نيم متری بالای سرم هيچ گونه برقی وجود ندارد. سيمهای متصل به ترانس، شل بود. پس از مدتی يکی از آنها آزاد شد و حادثه اتفاق افتاد».
او به بيمارستان ۱۵ خرداد گرگان منتقل میشود. پس از سه روز وضعيتش به گونهای است که انتقال او به تهران ضروری به نظر میرسد اما آمبولانس خصوصی به خاطر مشکلات ناشی از سهمیه بندی سوخت، حاضر به طی اين مسافت نيست.
دوستان و خانواده مصطفی کرمی پس از دردسرهای فراوان موفق به انتقالش به بيمارستان مهر تهران میشوند. او بنابر تشخيص تيم پزشکی تحت عمل جراحی قرار میگيرد و اعضای آسيبديدهاش را قطع میکنند.
برادر مصطفی کرمی می گويد که اداره برق، تقصير حادثه را برعهده نگرفته.
برادر مصطفی کرمی میگويد: «اداره برق هنوز هيچ چيز مکتوبی را درباره مقصر بودنشان منتشر نکرده و قرار است پس از طی مراحل قانونی، پاسخ خود را اعلام کند. فردی هم به نمايندگی از حوه هنری استان گلستان و آقای خاکپور به عنوان تهيهکننده آمدند و بدون اظهار نظر خاصی از اینجا رفتند.»
حوزه هنری به عنوان تهيهکننده فيلم حاضر نيست تقصيری را بر عهده بگيرد اما قول همکاری میدهد.
محمدرضا خاکپور، مدير حوزه هنری گلستان در گفتوگو با خبرگزاری مهر میگويد: «هر چند حوزه هنری گلستان به موجب قراردادی که با مجری طرح فیلم منعقد کرده مسؤولیت حوادث احتمالی را بر عهده مجری طرح گذاشته، با این همه، ما به دليل تعهد اخلاقی تمام تلاشمان را برای بهبود حال جسمانی این هنرمند مصروف خواهیم کرد.»
يکی ديگر از جاهايی که مورد اعتراض واقع شده، شرکت برق استان گلستان است. روابط عمومی اين شرکت طی يک اطلاعيه رسمی موضوع «جدا شدن و سقوط سيم برقدار» را تکذيب کرده و اعلام میکند که صعود «غيرعقلانی» و بدون حضور کارشناسان ذيربط، باعث بروز حادثه شده است.
دخلی که به خرج راه ندارد 
مرجان ریاحی، مدير پايگاه خبری فيلم کوتاه که به شدت پيگير کارهای مصطفی است، درباره هزينههای درمان اين سينماگر جوان میگويد: «مبلغ کل قرارداد گروه برای توليد اين فيلم کوتاه ۲۱۰ هزار تومان بود که پس از کسر هزينهها ۱۷۰ هزار تومان باقی میماند. اين مبلغ بايد بين اين گروه شش نفره تقسيم میشد.
«بنابر گفته دکتر شيبانی رئيس بيمارستان، مصطفی بايد حداقل ۱۰۰ ميليون تومان برای درمان اوليه خود بپردازد و برای ادامه زندگی خود در شرايطی متناسب با وضعيت جديدش، نياز به مبلغی بيش از اين دارد.»
اما حسن بنيانيان، رئيس حوزه هنری سازمان تبليغات اسلامی راجع به قرارداد ۲۱۰ هزار تومانی گروه سازنده میگويد: «ما در سال، سه هزار فيلم کوتاه توليد داريم؛ بنابراين مجبوريم با اين مبالغ کار کنيم».
او که 25 روز پس از واقعه به بيمارستان مهر آمده، پس از گلايه از مطبوعات به خاطر اغراق بيش از حد اين خبر، اعلام میکند مصطفی کرمی را پس از گذراندن مراحل درمان، در حوزه هنری استخدام خواهد کرد.
مصطفی کرمی نامهای هم به رئيس جمهور مینويسد و در آن خواستار پيگيری مشکلاتش میشود.
او در ۱۴ سفر استانی محمود احمدینژاد به عنوان فيلمبردار، همراه او بوده است.
پس از اين نامه بود که جواد شمقدری مشاور هنری رئيسجمهور همراه با هيأتی برای ديدار با او راهی بيمارستان مهر شد و اعلام کرد که در اين مدت پيگير وضعيت وی بوده است.
او افزود پس از رايزنی، وزارت بهداشت قبول کرده است تا تمام هزينه بيمارستانی کرمی را بپردازد.
اما دلنگرانیهای مصطفی کرمی و دوستانش از جنس ديگری است. آنها نگران اين هستند که زمان برای تحقق اين وعدهها بیش از حد طولانی باشد يا در حد وعده باقی بماند. از اين رو آنها به کمکهای مردمی و صنفی چشم اميد دوختهاند.
تاکنون تعدادی از هنرمندان و اهالی فرهنگ، برای کمک به او اقدام کردهاند و قرار شده است تا همايشهایی متمرکز برای جمعآوری هزينههای درمان مصطفی برگزار گردد.
اول بايد تشكر كنم از هادی آفريده كه در تمام اينروزها همراه مصطفی بود و از هيچ كمكی دريغ نكرد.
و بسيار سپاسگزارم از همهی وبلاگنويسهایی كه شماره حساب مصطفی را به هر طريقی در وبلاگهايشان انعكاس دادند.
از شيرين احمدنيا عزيز سپاسگزارم كه اولين كسی بود كه تصوير فيش بانكیاش را برايم ميل كرد و از فهیمه خضرحيدری نازنين خيلی ممنونم به خاطر حضورش در بيمارستان و گزارش خوبش در روزنامه اعتماد ملی (فهیمه جان هيچوقت چشمهای خيسات را وقتی از اتاق مصطفی آمدی بيرون فراموش نمیكنم!) از زهرا بيگدلی و شهرام فرهنگی عزيز برای گزارشهايشان در روزنامه اعتماد و شرق (كه اين روزها دوباره نيست!) بینهايت سپاسگزارم.
خيلی ممنونم از مريم مهتدی عزيزم كه وقتی برای اولينبار تو بيمارستان مهر ديدمش احساس كردم سالهاست كه با هم دوستيم. از نيما افشارنادری عزيز برای پیگيری مدامش ممنونم و از پدرام رضاییزاده عزيز برای لطفش.
و خيلی ممنونم از نازنين كاظمی كه با پايگاه خبری فيلم كوتاه تماس گرفت و گفت پدرش ايرج كاظمی حاضر است وكالت مصطفی را برعهده بگيرد.
و ممنونم از صديقه جعفری فيلمساز ايلامی كه اين روزها سخت پیگير وضعيت مصطفی در شهرش است و بارها با من تماس گرفت و گفت بچههای ايلام دارند همهی تلاششان را برای كمك به مصطفی میكنند.
من و مرجان رياحی در پايگاه خبری فيلم كوتاه و اين وبلاگ وظيفهی انسانی و رسانهایمان اين بود كه صدای مصطفی را به گوش مسئولين و همهی كسانی كه به نوعی میتوانند كمك كنند برسانيم.
خوشبختانه امروز اين اتفاق افتاده و تمام كسانی كه بايد، در جريان وضعيت مصطفی هستند و كمكهای خوبی هم صورت گرفته است.
دفتر رئيس جمهور هزينههای بيمارستانی مصطفی را تقبل كرد. حسن بنيانيان قول داد كه مصطفی را در حوزه هنری استخدام كند. ناصر باكيده مديرعامل انجمن سينمای جوانان ايران با مساعدت معاونت سينمایی 1۴ ميليون به حساب مصطفی ريخت. دكتر خاموشی 5 ميليون و انجمن فيلم كوتاه ايران با مساعدت خانه سينما يك ميليونو نيم به خانواده مصطفی دادند و مهرداد اسكویی هم معادل نقدی جايزهی سفر حجاش را به مصطفی داد.
و خوشحالم كه امروز 3 كميته رسمی وضعيت مصطفي كرمي را پیگيری میكنند.
«انجمن فيلم كوتاه ايران» در خانهسينما يك كميته تشكيل دادهاند و تمام كسانی كه میخواهند از طريق صنفی به مصطفی كمك كنند میتوانند با شماره تلفن: 77609281 تماس بگيرند.
ستاد حمایت موسسه آموزش عالی سوره به سرپرستی سعید شریفی هم پیگيری وضعيت مصطفی را برعهده گرفتهاند و تمام كسانی كه میخواهند از طريق دانشگاه سوره به مصطفی كمك كنند میتوانند با شماره تلفن: 66374499 تماس بگیرند.
و خانواده مصطفی به همراه ايرج كاظمی كه وكالت مصطفی را به عهده گرفته به سرپرستی مجيد كريمی
هم پیگير اين قضيه هستند و تمام كسانی كه میخواهند با خانواده مصطفی و وكيلاش همكاری كنند میتوانند با شماره: ۰۹۱۲۲۱۳۲۴۴۹ با مجيد كريمی تماس بگيرند.
و در پايان از همهی كسانی كه میخواهند به مصطفی كرمی كمك كنند خواهش میكنم فقط و فقط كمكهايشان را به شماره حساب 21038۴۴۴8 بانك تجارت- شعبه مهر- كد 318 به نام مصطفی كرمی واريز كنند.
مرتبط :
ديگه اين قوزک پا ياری رفتن نداره
گزارش نيما اكبرپور را در مجله «زيگزاگ» درباره وضعيت مصطفی كرمی بخوانيد
وبنوشتههای مرضيه رياحی
کلیک کنید:اعطای تندیس خادم سینما به «مصطفی كرمی»
کلیک کنید:ديگه اين قوزک پا ياری رفتن نداره - زیگ زاگ نوشته : نيما اکبرپور (عکس ها از : نیما افشارنادری)
کلیک کنید: در یک لحظه درست مثل پلک زدن ... یادداشتی از هادی آفریده
کلیک کنید:آي آدمها كه درساحل نشسته شادوخندانيد ! وبلاگ حرفه یک خبرنگار
کلیک کنید:سه كميته وضعيت «مصطفی كرمی» را پیگيری میكنند از وبلاگ مرضیه ریاحی
کلیک کنید:مصطفی را تنها نگذاريد از وبلاگ مرضیه ریاحی
کلیک کنید:حادثه ای تلخ برای یک فیلمبردار جوان... از وبلاگ مجله تلویزیون وسینما نوشته : مریم
کلیک کنید:دفتر رياست جمهوري هزينههاي درماني "مصطفي كرمي" را تقبل كرد
کلیک کنید:سفر به كوچه بن بست شش متري ... بدون گذر نامه … - لیلا خوانساری
کلیک کنید:نان،عشق،سينما،برق فشار قوي - وبلاگ سینما یعنی من
کلیک کنید:مشاور هنری رئيس جمهور به ديدار «مصطفی كرمی» رفت
کلیک کنید:تشكيل ستاد حمایت از «مصطفی کرمی» در دانشگاه سوره
کلیک کنید:رئيس جمهور هزينههاي درمان فيلمبردار حادثه ديده را تقبل كرد
کلیک کنید:كابوسي كه فيلمبردار جوان را رها نميكند - مصطفي كرمي: كمكها آنگونه كه منعكس ميشود، نيست
کلیک کنید:اعتماد - مصطفي کرمي همچنان روي تخت بيمارستان - سکوت حوزه هنري ادامه دارد - زهرا بيگدلي
کلیک کنید:شرق، دست و پاي قطع شده، وعده هاي عملي نشده - انگار هيچ کس دست ندارد
کلیک کنید:خبر فوری/ بنيانيان: مصطفی كرمی را در حوزه هنری استخدام میكنيم
کلیک کنید:خبر فوری/ حسن بنيانيان به بيمارستان مهر تهران رفت
کلیک کنید::«كرم رضايي» مدير عامل برق منطقهاي استان گلستان امروز به ديدار «مصطفي كرمي» ميرود.
کلیک کنید:يك تصويربردار مصدوم ديگر به ديدار «مصطفی كرمی» آمد
کلیک کنید:قناعت: برای باور هنر انسان بودن به «مصطفی كرمی» كمك كنید
کلیک کنید:كمك 1۴0 میلیون ریالی انجمن سینمای جوانان ایران به «مصطفی كرمی»
کلیک کنید : مهرداد اسكویی جايزهاش را به «مصطفی كرمی» اهدا كرد
کلیک کنید: نام اين فاجعه چيست؟ یادداشتی از ناصر صفاریان
کلیک کنید: اختصاص يك شماره حساب برای حمایت از «مصطفی كرمی»
کلیک کنید: خبرگزاري فارس: انجمن سينماي جوانان ايران يك شماره حساب را براي حمايت از «مصطفي كرمي» اختصاص داد.
کلیک کنید:برای تنِ مثله شدهی «مصطفی كرمی» یادداشتی از مرضیه ریاحی
کلیک کنید:فراخوان انجمن مستندسازان برای کمک به مصطفی کرمی
کلیک کنید: اهالی سينما به ديدار «مصطفی كرمی» رفتند
کلیک کنید: «از نظر مالي به هيچ كجا تكيه ندارم» اهالي خانهي سينما به عيادت مصطفي كرمي رفتند
کلیک کنید: عيادت اهالي خانهي سينما از مصطفي كرمي گزارش تصویری از ایسنا
کلیک کنید : در ديدار با اهالي سينماي ايران اعلام شد؛ «خانه سينما» آرزوي «مصطفي كرمي» را برآورده ميكند
کلیک کنید : عيادت جمعي از سينماگران از مصطفي كرمي گزارش تصویری از فارس
کلیک کنید:روابط عمومي شركت برق استان گلستان درباره برق گرفتگي مصطفي كرمي:«صعود» موجب برقگرفتگي شد نه «سقوط»
کلیک کنید : زرتشت ، مهر ، اتاق 334 یادداشتی از هادی آفریده
کلیک کنید : نامهی مصطفی کرمی به رییس جمهور احمدی نژاد
کلیک کنید : «اتحاد جمعي در خانوادهي سينما شكل بگيرد» مديرعامل انجمن سينماي جوان به عيادت "مصطفي كرمي" رفت
کلیک کنید : ديدار مديرعامل انجمن سينمای جوانان ايران از «مصطفی كرمی»
کلیک کنید :گزارش تصويری ديدار ناصرباكيده و هيات مديره انجمن مستندسازان از «مصطفی كرمی»
کلیک کنید : هيات مديره انجمن مستندسازان ايران از «مصطفی كرمی» ديدار كردند
کلیک کنید : مدير حوزه هنري استان گلستان خبرداد: حوزه هنري در پيگيري وضعيت درمان «مصطفي كرمي» تعهد اخلاقي دارد
کلیک کنید : تصميم جديد كميته پيگيري مصدوميت «مصطفي كرمي»؛ صندوق حمايت از سينماگران آسيبديده ايجاد ميشود
کلیک کنید : خبر مهم " 100 ميليون تومان حداقل مخارج بيمارستانی «مصطفی كرمی»
کلیک کنید : گزارش تصویری عیادت اعضای انجمن فیلم كوتاه ایران از مصطفی كرمی
کلیک کنید : همنشيني مرگ و سينما یادداشتی از احمد ميراحسان
کلیک کنید : با حضور «رضا ميركريمي» برگزار ميشود؛ نشست كميته پيگيري مصدوميت «مصطفي كرمي» در «خانه سينما»
کلیک کنید : دستهاي قطع شده "مصطفي كرمي" به سوي مرگ ميروند
کلیک کنید : خبر فوری: درگیری ماموران بیمارستان مهر با فعالان فیلم کوتاه
کلیک کنید : اينجا زندگي معنايي از نبودن دارد؛ به اندازه يك ICU خالي، چند ليتر بنزين، دو ميليون پول ...
کلیک کنید :مصطفي كرمي گفت: قرباني سهل انگاري عدهاي شدم كه ساخت فيلم كوتاه را خيلي ساده و آسان ميبينند
کلیک کنید : گزارش تصویری از وضعیت مصطفی کرمی
کلیک کنید : مصطفی را از یاد نبریم یادداشتی از مرجان ریاحی
■ گزارش تصویری از وضعیت مصطفی کرمی




■ گزارش تصویری از وضعیت مصطفی کرمی
«مصطفی کرمی» تصویربردار فیلمهای مستند و کوتاه، حدود 20 روز پیش هنگام تصویربرداری فیلم كوتاه «كاغذ باد» به تهیهكنندگی حوزه هنری استان گلستان دچار حادثه برق گرفتگی شد و بر اثر این حادثه در حالی که مسئولان اداره برق منطقه به گروه فیلمسازی اطمینان کامل داده بودند که هیچ خطری آنان را تهدید نمیکند؛ دو دست و انگشتان پاهایش را از دست داد.مصطفی دانشجوی سینما در دانشگاه سوره است، جزو خانوادههای جنگ زده مهران و پدر هم ندارد.
بیمارستان مهر تهران را كه بلدید، خیابان زرتشت. اگر به اتاق 334 طبقه اول سری بزنید؛ جوان مثله شدهای را میبینید كه روزی تصویربردار سینمای كوتاه بوده است. جوانی كه تمام نسوج و ماهیچههای داخلیاش دچار پختگی شده است.
جوانی كه روی تخت بیمارستان دراز كشیده، ناله میكند و دردش بیشتر از آنكه به خاطر قطع دست و پایش باشد به خاطر هزینهی 100 میلیون تومانی بیمارستان است.
«مصطفی كرمی» اگر تا یك ماه و نیم دیگر بستری باشد و مورد جراحیهای ترمیمی قرار بگیرد بعد از این مدت اگر قادر به پرداخت هزینههای اعضای مصنوعی بود، میتواند از اندامهای مصنوعی استفاده كند.
متاسفانه طی 20 روز گذشته هیچكس مسئولیت این حادثه را نپذیرفته؛ حوزه هنری باوجود اینكه تهیهكننده این فیلم بوده و عملا پذیرش مسئولیت درمان مصطفی را به عهده دارد از پذیرش این مسئولیت امتنا كرده و طبق شنيدهها حسن بنیانیان رئیس كل حوزه هنری قرار است یك كمك 5 میلیون تومانی به درمان مصطفی كرمی اختصاص دهد!
و از طرفی واحد خبر حوزه هنری نیر امروز در خبری دیگر اعلام كرد:«محمدرضا خاكپور، مدیر حوزه هنری استان گلستان درباره این حادثه گفت: پس از وقوع این حادثه تاثر انگیز، حوزه هنری گرگان، در بیمارستانهای سطح استان، پیگیر كار درمان این هنرمند آسیب دیده شد و با ریاست دانشكده علوم پزشكی استان گلستان نیز رایزنی كرد تا كرمی به تهران منتقل شود.
او افزود: پس از بستری شدن این فیلمبردار در تهران، از حوزه هنری گرگان و از جانب دكتر بنیانیان، رییس حوزه هنری، نمایندگانی به بیمارستان اعزام شدند تا از نزدیك در جریان مراحل درمان و وضعیت جسمی وی باشند.
خاكپور در پایان یادآوری كرد: هر چند حوزه هنری گلستان به موجب قراردادی كه با مجری طرح فیلم «كاغذ باد» منعقد كرده، مسئولیت حوادث احتمالی را بر عهده مجری طرح گذاشته، با این همه، ما به دلیل تعهد اخلاقی، تمام تلاشمان را برای بهبود حال جسمانی این هنرمند مصروف خواهیم كرد.»
این خبر امروز در حالی در چندین خبرگزاری منتشر شد كه خانواده مصطفي كرمي صریحا اعلام كردند كه هیچ نمایندهای از طرف حوزه هنری تا به حال به دیدن مصطفی نیامده!
همچنین شب گذشته در خانه سینما جلسهای جهت پیگیری حادثه كرمی با حضور اعضای «انجمن فیلم كوتاه ایران» و سیدرضا میركریمی برگزار شد كه در اين جلسه قرار شد كمیتهای برای پیگیری ابعاد دیگر این حادثه، به استان گلستان سفر كنند تا ضمن تحقیق از حوزه هنری گلستان و برق منطقهای این استان، كل اسناد به دست آمده را در اختیار واحد حقوقی خانه سینما قرار دهند.
این كمیته به نمایندگی «انجمن فیلم كوتاه ایران» در حال بررسی برپایی همایشی با عنوان «ایمنی تولید در سینمای ایران» است كه تمام اصناف خانه سینما اعم از سازندگان فیلم كوتاه و سینمای حرفهای، در مورد بحث بیمه و ایمنی در سینما صحبت میكنند.
قابل ذكر است، نتيجه برگزاری اين جلسه به جز برپایی همایش «ایمنی تولید در سینمای ایران» توليد يك فيلم كوتاه راجع به مصطفی كرمی بوده است!
با شرايط موجود ظاهرا تنها راه كمك به «مصطفی كرمی» جذب كمكهای مردمی است. و يكی از اين راهها انتشار شماره حساب مصطفی در وبلاگهاست. به همين دليل من از تمام بلاگرها به ويژه روزنامهنگاران و سينمایینويسها خواهش میكنم شماره حساب مصطفی را در وبلاگهايشان منتشر كنند. البته قرار است برادر مصطفی به زودی يك شماره حساب ارزی برای جذب كمكهای خارج از ايران هم باز كند اما تا آن موقع خواهش میكنم كمكهایتان را به شماره حساب 210384448 بانك تجارت شعبه مهر كد 318 به نام «مصطفی كرمی» واريز كنيد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي انجمن سينماي جوانان؛ اين انجمن به منظور جمع آوري حمايتهاي عمومي هنرمندان، سينماگران، هنرجويان دفاتر انجمن در سراسر كشور و خانواده بزرگ سينماي جوان ايران و فيلم كوتاه شماره حسابي را به نام مصطفي كرمي هنرمند جوان سانحه ديده سينما معرفي كرد.
بنابر اين گزارش، در اطلاعيه روابط عمومي انجمن سينماي جوانان ايران اين حساب با مشخصات (شماره حساب 210384448 بانك تجارت- شعبه مهر- كد 318 به نام مصطفي كرمي) اعلام شده است.
اين اقدام در راستاي پيشنهاد ناصر باكيده مديرعامل انجمن سينماي جوانان ايران مبتني بر لزوم اتحاد جمعي در خانواده سينماي ايران به ويژه خانواده سينماي جوان كشور جهت همدلي، حمايت و كمك براي بهبود اين فيلمبردار جوان صورت گرفته است.
در اين خبر آمده است اين در حالي است كه مديرعامل انجمن سينماي جوانان ايران نيز رايزنيها و مكاتباتي را با مراجع و مقامات ذيصلاح آغاز كرده است.
مصطفي كرمي كه هنگام فيلمبرداري دچار سانحه برق گرفتگي شد دو دست و انگشتهاي هردو پا را از دست داده است هم اكنون در بيمارستان مهر تهران بستري و تحت مراقبت است اين در حالي است كه هزينه درمان وي 100 ميليون تومان ارزيابي شده است.
انجمن سينماي جوانان ايران بهمنظور تامين بخشي از هزينههاي درماني و جراحي مصطفي كرمي، فيلمبردار جوان سانحه ديده، با مساعدت معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي 14 ميليون تومان به وي اهدا ميكند.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ناصر باكيده، مديرعامل انجمن سينماي جوانان ايران، از تمامي فيلمسازان سينماگران جوان هنرجويان و سرپرستان دفاتر انجمن سينماي جوان در سراسر كشور براي همدردي و همدلي با اين سينماگر جوان قدرداني كرد و افزود: توجه ويژه مهندس جعفري جلوه، معاون سينمايي، و همدلي و همراهي بيدريغ وي در كنار استقبال و همراهي تعدادي از دستگاههاي فرهنگي و هنري كشور بهنظر ميرسد بخش عمده مشكلات و هزينههاي اين سينماگر جوان را حل كند و ما را از حمايتهاي عمومي هنرمندان كشور بينياز سازد.
او گفت: حمايتهاي عمومي از طريق شماره حساب 210384448 بانك تجارت شعبه مهر كد 318 منتفي ميدانم.
مدير عامل انجمن سينماي جوانان ايران با تاكيد بر لزوم اتحاد جمعي در خانواده سينماي ايران عنوان كرد، اكنون در خانه سينماي جوان كشور مشاركت و همدردي حاكي از وجود يك انسجام قلبي، عاطفي و صنفي در خانواده سينماي ايران است كه به يقين از منبع تعاليم اصيل اسلامي و انساني و فطرتي نوعدوستانه سرچشمه ميگيرد و اميد است اين انسجام و تاليف قلوب غني و قويتر شود.
وي با ابراز تاسف از وقوع اين سانحه و اين گونه سوانح ياد آورشد: اين اتفاق ميتواند يك هشدار براي جامعه سينمايي باشد.
به گفتهي او، وقتي در سال بيش از 2000 فيلم كوتاه توليد ميشود و نزديك به ده هزار نفر بهعنوان عوامل ساخت اين فيلمها تلاش ميكنند، بايد متوليان حوزه فني و انجمن صنفي فيلم كوتاه خانه سينما با عبرت آموزي از چنين اتفاقات بيش از پيش دامنه برنامهها، فعاليتها و خدماتشان را گسترش دهند.
وي افزود: توجه جامعه سينمايي فيلمسازان جوان و انجمن سينماي جوانان ايران به اين اتفاق به مثابه پر كردن يك خلا و نوعي همدردي است و شايسته است خانه سينما با وسعت نظر و با اتخاذ تدابيري موثر و كارآمد نسبت به اين گونه اتفاقات واكنش عملي و عيني نشان دهد و در زمينه پوششهاي بيمهيي فعالان حوزه فيلم كوتاه وسيعتر نگاه كند.
ناصر باكيده با اشاره به لزوم بهرهگيري از مطالعات پشتيبان و نظارتهاي كارشناسانه و تخصصي در ساخت فيلمها عنوان كرد: به منظور پيشگيري از وقوع اين گونه سوانح در روند توليد كارهاي مطالعاتي بيشتري صورت گيرد و از مشاوره متخصصان حوزههاي ذيربط استفاده شود.
وي رسيدگي به وضعيت مصطفي كرمي را از وظايف و خدمات انجمن صنفي فيلم كوتاه خانه سينما و نيز تهيه كننده فيلم دانست و اظهار داشت: وظيفه اخلاقي و انساني همه اعضاي خانواده سينماي جوان كشور است كه در حركتي منسجم و با تكيه بر معرفت و حميت با كرمي و خانوادهاش همدردي نمايند.
باكيده ضمن تشكر از زحمات و همراهي و همدلي مديريت خانه سينما متذكر شد: با توجه به اهتمام ويژه شخص معاونت سينمايي و همراهي تعدادي از دستگاههاي فرهنگي و اجرايي كشور پيشبيني ميشود هزينههاي جراحي اين سينماگر جوان تامين شود و انجمن سينماي جوانان ايران به عنوان متولي فيلم كوتاه كشور تلاش خواهد كرد از طريق رايزني با دستگاههاي ذيربط موضوع را پيگيري كند.
بنا بر اين گزارش، مهرداد اسكويي – مستندساز - نيز هزينهي سفر حج كه از سوي جشنوارهي فيلم فجر به او اهدا شده است، به اين فيلمساز جوان مصدوم اهدا كرد.
مصطفي كرمي كه هنگام فيلمبرداري دچار سانحهي برق گرفتگي شد و دست و انگشتهاي هر دو پا را از دست داده است، دو هفته است كه در بيمارستان مهر تهران بستري و تحت مراقبت است و هزينه درمان وي يكصد ميليون تومان اعلام شده است.
براساس اين گزارش، از آنجا كه وي در اثر برق گرفتگي و تهيهي فيلمي دربارهي دزديدن كابلهاي برق در استان گلستان دچار اين سانحه شده تاكنون وزارت نيرو و مسولان اين بخش اعلام كمك و همكاري نكردها
فهیمه خضر حیدری
ساعت دو بعدازظهر ما هم همراه خانوادهاش براي عيادتي كوتاه لباس سبز ميپوشيم و محافظ به دهان ميبنديم و داخل ميشويم. تن بيدست و پاي مصطفي كرمي روي تخت دراز كشيده.لاغر و نحيف در حالي كه به پهناي صورت اشك ميريزد.آنقدر مرفين دريافت كرده كه ديگر مرفين هم اثرش را بر بدن او از دست داده.مادر و اهل خانوادهاش از گرگان آمدهاند با لباسهاي محلي و نگاههاي خاموش.تا همين چند وقت پيش مصطفي كرمي تصويربردار گروههاي مستندساز بود و مثل همه ما آرزوهاي دور و دراز در سر داشت.در 12 سفر استاني همراه رئيسجمهور بود اما امروز كه رئيسجمهور سومين نشست صميمانه با همسفران استانياش – خبرنگاران رسانههاي مختلف – را هم پشت سر گذاشته و تلويزيون هم با كلي ... تبليغات از سير تا پياز اين نشستها را برگزار كرده هيچ خبري از مصطفي كرمي نيست.او حالا در بيمارستان مهر بستري است و انگار از همه دنيا اميدش را بريده.با خودش تكرار ميكند : « همه ميان با من عكس ميگيرن و قول ميدن و ميرن...هيچ كس هيچ كاري براي من نميكنه...» مصطفي در يك پروژه مستندسازي درباره معضل « كابلدزدي » در ايران وقتي بالاي دكل فشارقوي رفته بود دچار حادثه شد.اما فاجعه در حالي رخ داد كه اداره برق گرگان از قبل اعلام كرده بود كه دكل برق فشارقوي اينسازي شده ، هيچ برقي ندارد و كاملا ايمن است ! حالا مصطفي مانده و تن بيدست و پايش و نه از اداره برق خبري هست ، نه از تهيهكننده پولدار فيلم كه حوزه هنري است و نه رئيسجمهور فرصت كرده كه به نامه استمداد او پاسخي بدهد.آخر اين روزها روزهاي تجديد خاطره با همسفران است و سر رئيسجمهور شلوغتر از اين حرفهاست...بيمارستان مهر هزينه بيمارستان را 100 ميليون تومان اعلام كرده و خانواده مصطفي چيزي براي فروش ندارند ؛ نه لباسهاس محليشان خريدار دارد و نه چشمان غمگين بياندازه مظلومشان و نه سكوت و حياي شهرستانيشان.اينها در اين شهر پر از هياهو و عجله اصلا معنا ندارد.بر فرض تامين هزينه بيمارستان دست و پاي مصنوعي هم بايد تامين شود.اگر دست و پا تنها تزئيني باشد 30 ميليون و اگر كمي كاربردي بين 60 تا 70 ميليون خرج برميدارد و خانواده مظلومي كه تحت پوشش كميته امداد هستند در هيچكجاي محاسبات روزمرهشان به چنين رقمي حتي فكر هم نميكنند...در عوض پولدارهايي هستند در همين نزديكي... راستي چطور است به فكر جلب حمايت گروههاي ثروتمندي مثل ستارههاي ورزشي و سينمايي باشيم ؟ چطور است يك كاري بكنيم براي آدمي كه « دارد ميدهد جان » ما كه در ساحل نشسته ، شاد و خندانيم ؟ از بيمارستان آمدهايم بيرون.مرجان رياحي و مرضيه در اين ميان خيلي دارند تلاش ميكنند اما نتيجه هنوز هيچ است.خانه سينما يك و نيم ميليون و انجمن سينماي جوان و جعفري جلوه 14 ميليون قول كمك دادهاند.آقاي تهيهكننده هم به عنوان مقصر درجه يك پرونده زندگي مصطفي لطف كرده و تنها 5 ميليون تومان كمك را وعده داده ! از بيمارستان آمدهايم بيرون و از خودم بدم ميآيد كه نميتوانم كاري بكنم.چه كنم ؟ چه كنيم ؟ درست نميدانم فقط ميخواهم همراه با او اشك بريزم.ميگويم : « برايتان دعا ميكنيم و هر كاري كه از دستمان برآيد.» چشمهايش را ميبندد و حتما به تنهايي عظيم خود در برابر اين كوه رنج فكر ميكند.
پينوشت : راستي يك شماره حساب براي كمكهاي احتمالي به مصطفي كرمي هم هست : 210384448 كد 318 بانك تجارت شعبه مهر ، به نام مصطفي كرمي.


جواد شمقدري: